تولد

گياه وحشي كوهم ، نه لاله گلدان

مرا به بزم خوشي هاي خودسرانه مبر

به سردي خشن سنگ ، خو گرفته ام

مرا به خانه مبر

زادگاه من كوه است

 

                               ژاله اصفهاني

سه سال مي گذره از اولين باري كه به خاطر روز تولدم  پامو تو كوه گذاشتم  قبلا از كوه فقط دماوند و با اون همه ابهت مي شناختم .....

با اينكه تو شهري  به دنيا اودم و زندگي  كردم  كه به 4 طرفش كه نگاه مي كني پر از كوه  اما هيچ وقت پامو حتي مسير عمومي هم نذاشته بودم !!

فقط از كوه مي شنيدم

آن بالا انگار عالم ديگري است.....

تا اينكه رفتم ....

رفتم به ديار ناشناخته اي همه چيز اون برام پر از تازگي بود يه دنياي پر از ندانسته ها براي من  حتي ديدن شكل سنگها  نوع گلا صداهاي اطراف همه چيز برام بوي  دنياي ديگه رو مي داد .

با اينكه توي اين 3 سال خيلي كوه نرفتم خيلي وقتا تنبلي كردم و يا  خيلي وقتا واقعا فرصت كوه رفتن رو نداشتم  اما ديگه به خودم قول دادم كه به خيلي جدي تر برنامه هامو دنبال كنم .

احساس مي كنم كوه يه قفسمت بزرگي از زندگيم شده كه هيچ وقت نمي تونم بهش فكر نكنم .

....

زادگاه من كوه است...

پراو

روستای چالابه - مسیر ابتدایی پراو- خرداد ۸۷

پرواز ابدی ساجده

پروانه ها قبل از آنکه پیر شوند می میرند!!!

هیچ وقت حرفای ساجده رو نمی فهمیدم و الان هم اصلا پروازش رو نمی تونم درک کنم.....

اگه به اندازه ی اون دریایی که ساجده هر روز بهش نگاه می کرد و به اندازه ی اون کوه بلندی که ساجده آخرین نفسهای زندگیش رو اونجا زد گریه کنم باز هم آروم نمی شم....................

این فاجعه دلخراش رو به خانواده کشمیری - معماری و ترابی تسلیت می گم