<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>بیستوون </title>
<link>http://bisotun.blogfa.com/</link>
<description>ودر جستجویت بر سینه ی کوه می ایستم......</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 25 Oct 2009 06:03:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>باران چه خواهد کرد ؟</title>
<link>http://bisotun.blogfa.com/post-85.aspx</link>
<description>
ای ابربرادر
			&lt;br /&gt;
			 بر بام ما مبار &lt;br /&gt;
			بر بام کاگلی چه گلی سبز می شود ؟&lt;br /&gt;
			ای بر زمین غمزده ام چشم دوخته &lt;br /&gt;
			 پرگیر و بگذر از سر این دشت بی نفس &lt;br /&gt;
			باران چه کرد خواهد با کشت سوخته ؟&lt;br /&gt;
			 ای ابر خیره سر &lt;br /&gt;
			 پر باز کن بپر &lt;br /&gt;
			 وان سینه ریز گوهر باران کشیده را &lt;br /&gt;
			 از دشت ما بگیر و به منقار خود ببر &lt;br /&gt;
			 بر آٍمان وحشی مردان کشتکار &lt;br /&gt;
			رو آشیانه کن &lt;br /&gt;
			 بر چشم سبز جنگل بیدار لانه کن &lt;br /&gt;
			آنجا ببار یکسره کاندر پناه تو &lt;br /&gt;
			 خشم از میان مهلکه تن می کند رها &lt;br /&gt;
			آنجا که با نوازش انگشتهای تو &lt;br /&gt;
			 سر سبز می شود گل سرخی همه صفا &lt;br /&gt;
			ای ابر تیره رنگ &lt;br /&gt;
			بشتاب بی درنگ &lt;br /&gt;
			 دست از سرم بدار و پی کار خویش گیر &lt;br /&gt;
			 راه دریا دلشدگان را بهپیش گیر &lt;br /&gt;
			بگذار خود ببارم و بر بام و دشت خویش&lt;br /&gt;
			بگذار خود بگیرم بر سرگذشت خویش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src=&quot;http://farzana.files.wordpress.com/2008/04/rain-43.gif&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span lang=&quot;fa&quot;&gt;شعر از  &lt;a href=&quot;http://www.avayeazad.com/siavash_kasraii/index.htm&quot;&gt;سیاوش 
						کسرایی&lt;/a&gt; &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 25 Oct 2009 06:03:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bisotun&amp;postid=85</comments>
<dc:creator>bisotun</dc:creator>
<guid>http://bisotun.blogfa.com/post-85.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عينك هاي آفتابي</title>
<link>http://bisotun.blogfa.com/post-84.aspx</link>
<description>
&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;سالهاست كه از عينكهاي آفتابي چه بصورت مد و يا جهت تامين راحتي 
بيشتر در مقابل نور شديد، استفاده مي­شود. چشم پزشكان معتقدند دليل ديگري نيز براي 
استفاده از عينكهاي آفتابي وجود دارد كه آن هم تامين سلامت طولاني مدت چشمها در 
موقعيت­هاي مختلف است.
&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;نتايج چندين مطالعه ده ساله اخير نشان ميدهد كه ساعتها اقامت در شرايط آفتابي و 
بدون حفاظ كافي در مقابل چشم شانس بروز بيماريهاي چشم را افزايش ميدهد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;در سال 
1988، گروهي از چشم پزشكان مطالعه­اي را بر روي 838 ماهيگير خليج Chesapeake انجام 
دادند كه سالها عمر خود را بر روي آب گذرانده بودند. ماهيگيراني كه هيچگونه حفاظ 
چشمي نداشتند در مقابل كساني كه از عينك آفتابي يا كلاه لبه­ دار استفاده مي­كردند 3 
برابر بيشتر به كاتاراكت (آب مرواريد) مبتلاشده بودند. كاتاراكت درواقع كدورت عدسي 
چشم طبيعي است .
&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;براساس اين مطالعه و مطالعات ديگر، درحال حاضر چشم پزشكان توصيه مي­كنند كه 
هرگاه تا حدي درمقابل آفتاب قرار مي­گيريد كه احتمال برنزه شدن پوست و يا سوختگي 
ناشي از آفتاب نيز بالا مي­رود، از عينكهاي آفتابي جاذب اشعه ماورا بنفش استفاده 
نماييد، بويژه اگر در ارتفاعات و يا در نزديكي استوا زندگي 
مي­كنيد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;انواع مختلف عينكهاي آفتابي&lt;/strong&gt;كارخانه­هاي سازنده براي 
حفاظت چشم در مقابل اثرات مضر آفتاب، طرحهاي جديدي را ارائه كرده­اند. اين سازندگان 
قول حفاظت چشم در مقابل اشعه ماورا بنفش يا ديگر انواع تشعشات طبيعي را مي­دهند ولي 
بايد توجه داشت كه حفاظت در مقابل بعضي از اين شعاع­ها از اهميت بيشتري برخوردار 
است.
&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;u&gt;عينكهايي كه 99% اشعه ماورا بنفش را جذب مي­كنند&lt;/u&gt;توصيه مي­شود همواره 
عينكي را خريداري كنيد كه اين خاصيت را داشته باشد. حضور طولاني مدت در مقابل اشعه 
ماورا بنفش، يا اولترا ويوله (UV) و آفتاب با برخي بيماريهاي چشمي ارتباط 
دارند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;چه عدسيهاي پلاستيكي و چه عدسي هاي شيشه اي تا حدي اشعه ماورا بنفش را 
جذب مي­كنند، ولي جذب UV توسط اين عدسي­ها را ميتوان با اضافه نمودن موادي شيميايي 
به ماده اصلي لنز و يا پوشاندن لنز با ماده­اي مخصوص ارتقا داد.
&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;همواره عينكي را خريداري كنيد كه 99 تا 100% اشعه UV را جذب كند. بعضي 
كارخانه­هاي سازنده برچسب­هايي را بروي عينك محصول خود نصب مي­كنند با اين مضمون كه 
جذب UV تا بيش از 400 نانومتر صورت مي­گيرد كه اين نيز به معناي همان جذب 100% شعاع 
UV است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;u&gt;عينكهايي كه 90% اشعه مادون قرمز را بلوك مي­كنند&lt;/u&gt;طول موج­هاي مادون 
قرمز بخش غيرقابل رويت نور بوده (طول موج آنها بلند­تر از طول موج نور قابل رويت 
است) و سبب توليد گرما مي­شوند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;بخش مادون قرمز نور خورشيد ناچيز بوده و چشم نيز 
اين طول موج را بخوبي تحمل مي­كند. ادعاي بعضي كارخانه -هاي سازنده عينكهاي أفتابي 
در جهت حفاظت چشم در مقابل اشعه مادون قرمز است و حال آنكه تحقيقات موجود رابطه 
محكمي را بين بيماريهاي چشمي و اشعه مادون قرمز نشان نداده­اند.
&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;u&gt;عينكهاي بلوك كننده نور آبي (Blue- blocking)&lt;/u&gt;اينكه نور آبي هم براي 
چشم مضر باشد هنوز مورد بحث است. عدسيهايي كه نور آبي را بلوك مي­كنند ته رنگي 
كهربايي داشته و سبب مي­شوند محيط اطراف برنگ زرد يا نارنجي ديده شود. لنزهاي رنگي 
سبب مي­ شوند كه اشيا دور بويژه در شرايطي مثل برف و يا غبار واضح­تر ديده شوند. از 
اين نظر عينكهاي كهربايي مزبور بيشتر توسط اسكي بازان، شكارچيان، قايقرانان و يا 
خلبانان استفاده مي­شود.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;u&gt;عينكهاي پلاريزه&lt;/u&gt;عدسيهاي پلاريزه خيرگي نور 
خورشيد را كه انعكاس يافته از سطوح صافي مثل سنگفرش خيابانها و يا سطح آب باشند از 
بين مي­برند. از اين نظر در مواردي مثل رانندگي و يا ماهيگيري مي­توانند بسيار مفيد 
باشند.پلاريزاسيون عدسيهاي مزبور هيچ تاثيري بر جذب اشعه UV نخواهد داشت، ولي 
بسياري از عدسيهاي پلاريزه امروزي خاصيت جذب اشعه UV را نيز دارند. برچسب عينك مورد 
نظر خود را از اين نظر بررسي كنيدكه آيا حداكثر خاصيت جذب UV را دارد يا خير؟
&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;u&gt;عينكهاي آينه­اي ( Mirror-coated)&lt;/u&gt;پوشش آينه­اي در واقع لايه نازكي از 
مواد فلزي مختلف است كه بروي سطح عدسيهاي معمولي پرداخت شده است. گرچه پوشش مزبور 
مقدار نور ورودي به چشم شما را كاهش مي­دهد، قابليت كاملي در حفاظت چشم شما در 
مقابل اشعه UV نخواهد داشت.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;u&gt;عينكهاي كمربندي (Wrapround)&lt;/u&gt;عينكهاي 
كمربندي طوري طراحي شده ­اندكه مانع ورود نورهاي درخشان از كناره­هاي قاب و رسيدن 
آنها به چشم مي­شوند. مطالعات نشان داده­اند كه آنقدر شعاع UV از اطراف قاب عينكهاي 
معمولي وارد چشم مي­شوند كه مي­توانند اثر سودبخش عدسيهاي حفاظت كننده را كاهش دهد. 
از اين نظر عينكهاي آفتابي كمربندي كه قاب بزرگي دارند و چشم را از تمامي زاويه­ها 
حفاظت مي­كنند مفيدند.&lt;u&gt;عينكهاي سايه روشن (Gradient)&lt;/u&gt;رنگ عدسيهاي سايه 
روشن از بالا به پايين و يا از بالا و پايين تا وسط تغيير مي­كند و در واقع سايه 
روشن مي­شود. عدسيهاي سايه روشن تك سايه ( تيره در بالا و روش­تر در پايين ) 
مي­توانند خيرگي نور آسمان را از بين برده و در عين حال امكان ديد مناسبي را از 
قسمت پاييني فراهم ­كنند. اين عينكها براي ورزش شيرجه هم مناسب هستند زيرا جلوي ديد 
شما از تخته شيرجه را تاريك نمي­كنند. ولي عينكهاي مزبور براي شرايط برفي و يا در 
ساحل دريا مناسب نيستند، خصوصاً اگر قسمت پاييني آنها روشن باشد. لنزهاي سايه روشن 
دو سايه (تيره در بالا و پايين و روشن در وسط ) ممكن است براي ورزشهايي از قبيل 
قايقراني و يا اسكي كه شعاعهاي نوراني از سطح آب يا برف برمي­گردد مناسب تر 
باشند.&lt;u&gt;عينكهاي فتوكروميك&lt;/u&gt;يك عينك فتوكروميك بطور اتوماتيك در نور درخشان 
تيره شده و در نور كم روشن­تر مي­شود. در اكثر موارد تيره شدن عينك ظرف نيم دقيقيه 
صورت مي­گيرد و حال آنكه روشن­تر شدن آن حدود 5 دقيقه طول مي­كشد. از نظر رنگ نيز 
بصورت يكنواخت و يا سايه روشن عرضه مي­شوند. گرچه عينكهاي فتوكروميك ممكن است از 
نظر جذب UV عينكهاي آفتابي خوبي باشند، ولي ممكن است براي انطباق آنها با شرايط 
مختلف نوري مدت زماني بطور ناخواسته صرف شود.&lt;u&gt;عينكهاي تراش داده شده و 
صيقلي&lt;/u&gt;بعضي عينكهاي غير طبي توسط كارخانه­ هاي سازنده­ شان طوري تراش داده 
و صيقل مي­شوند كه كيفيت نهايي عدسي آنها تا حد مناسبي ارتقا يابد. البته عينكهايي 
كه از تراش و صيقلي بودن مناسبي برخوردار نيستند به چشم شما آسيبي نمي­زنند. قبل از 
هر چيز مطمئن شويد كه عدسي عينك مورد نظر شما ساخت مناسبي داشته باشد. جهت قضاوت در 
مورد كيفيت عينك غير طبي خود، به چيزي مستطيل شكل مثل موزاييك كف اتاق خود نگاه 
كنيد. عينك را در فاصله دلخواه نگاه داشته و يك چشم خود را بپوشانيد. عينك را به 
آهستگي و از يك سمت به سمت ديگر و سپس به بالا و پايين حركت دهيد. اگر خطوط در تمام 
موقعيت ­ها مستقيم بنظر برسند، عدسي مناسبي را انتخاب كرده­ايد. ولي اگر خطوط در هم 
مي­روند، خصوصاً اگر اين خطوط در ميدان مركزي عدسي اينگونه بنظر مي­رسند، عينك 
ديگري را امتحان كنيد.&lt;u&gt;عينكهاي ضد ضربه&lt;/u&gt;تمام عينكهاي آفتابي بايد معيارهاي 
تعيين شده از سوي انجمن فدرال غذا و داروي آمريكا (FDA) را تضمين نمايند. (در كشور 
ما تاكنون هيچگونه كنترلي روي عرضه اين قبيل عينكها وجود نداشته و ندارد و استفاده 
از آنها بيشتر جنبه تزييني داشته تا محافظتي ). هيچ لنزي در واقع نشكستني نيست، ولي 
احتمال شكستن عدسيهاي پلاستيكي بعد از برخورد يك توپ يا سنگ، نسبت به عدسيهاي 
شيشه­اي كمتر است. جنس اكثر عدسيهاي عينكهاي آفتابي غيرطبي پلاستيك است. پلاستيك 
پلي­كربنات كه در بسياري از عينكهاي ورزشي مورد استفاده قرار مي­گيرد، گرچه سفت است 
ولي به آساني نيز خراش برمي­دارد. چنانچه قرار است عدسي از اين جنس خريداري نماييد 
حتماً عينکي را انتخاب كنيد كه خاصيت ضدخراش داشته باشد.&lt;u&gt;تيرگي لنز&lt;/u&gt;يك 
عدسي متوسط معمولي براي استفاده­هاي معمولي روزمره مناسب است. ولي اگر قرار است از 
عينك خود در شرايط كاملاً نوراني و روشن استفاده كنيد لنزي تيره­تر را انتخاب 
نماييد. رنگ و درجه تيرگي لنز به­هيچ وجه معياري براي ميزان توانايي جذب اشعه UV 
توسط آن عدسي نخواهد بود. بنابراين براساس رنگ عينك نمي­توان از توانايي آن در جذب 
اشعه­هاي مضر مطمئن شد.&lt;strong&gt;كسانيكه در معرض خطرات بخصوصي قرار دارند 
&lt;/strong&gt;بعضي افراد استعداد بيشتري جهت ابتلا به بيماريهاي چشمي ناشي از UV دارند. 
مبتلايان به بيماريهاي بخصوصي (از قبيل دژنراسيون ماكولا يا ديستروفي­هاي شبكيه) 
لازم است در شرايط بيرون از خانه همواره از چشم خود محافظت نمايند.
&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;u&gt;بيماراني كه تحت عمل كاتاراكت قراتر مي­گيرند&lt;/u&gt;در كشور ما سالانه بيش 
از هزاران نفر تحت عمل كاتاراكت قرار مي­گيرند. در جريان اين جراحي­ها، عدسي طبيعي 
چشم برداشته شده، و بدين ترتيب چشم تا حد بيشتري در معرض خطرات ناشي از UV قرار 
مي­گيرد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;در جريان و يا بعد از عمل كاتاراكت، به­جاي عدسي طبيعي چشم معمولاً يك 
لنز داخل چشمي (Intraocular Lens:IOL) قرار داده مي­شود. عدسي­هاي داخل چشمي قديمي 
نسبت به عينكهاي معمولي يا عينكهاي پلاستيكي، درصد كمتري اشعه UV را جذب مي­كردند. 
كارخانه­هاي سازنده IOL در حال حاضر بسياري از محصولات خود را بصورت جاذب اشعه UV 
مي­سازند.
&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;چنانچه كاتاراكت (آب مرواريد) چشم شما عمل شده است و لنزهاي داخل چشمي شما نيز 
از نمونه IOL هاي جديد جاذب اشعه UV نيست، توصيه مي­شود از عينك آفتابي استفاده 
نموده و جهت اطمينان بيشتر از كلاه لبه­دار استفاده کنيد. چنانچه هنگام عمل آب 
مرواريد از عدسي­هاي داخل چشمي جهت جايگزيني استفاده نشده است احتمال صدمه اشعه 
ماورا بنفش به چشم شما وجود دارد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;u&gt;استفاده كنندگان كنتاكت لنز&lt;/u&gt;كنتاكت 
لنز به تنهايي چشم شما را در مقابل اشعه UV محافظت نمي­كند ولي در عين حال كنتاكت 
لنزهاي بسياري وجود دارد كه توانايي محافظت در مقابل UV را دارا هستند. چنانچه 
كنتاكت لنز شما قابليت مقابله با اشعه UV را ندارد. باز هم لازم است جهت محافظت از 
چشم­هاي خود از عينك آفتابي استفاده كنيد.&lt;u&gt;داروهاي حساس كننده به 
نور&lt;/u&gt;داروهاي حساس كننده به نور (داروهايي كه پوست شما را به نور حساس­تر 
مي­كنند) مي­توانند چشم شما را نيز به نور حساس­تر نمايند.لازم است به­هنگام مصرف 
هر يك از داروهاي زير، با چشم پزشك خود بدقت مشاوره كنيد: 
&lt;/font&gt;&lt;ul&gt;&lt;li&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;پسورالن (Psoralens) (كه در درمان پسوريازيس استفاده مي­شود) 
&lt;/font&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;تتراسيكلين 
&lt;/font&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;داكسي سيكلين 
&lt;/font&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;آلوپورينول 
&lt;/font&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;فنوتيازين &lt;/font&gt;&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;زمانيكه از اين داروها استفاده مي­كنيد هر بار كه از خانه 
بيرون مي­رويد از عينك آفتابي جاذب UV وكلاه لبه­دار استفاده نماييد.
&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;موارد خاص &lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;حتي بهترين انواع عينكهاي معمولي، قادر به حفاظت 
از چشم شما در مقابل منابع نوري شديد نيستند. جوشكاري، نورهاي شديد برنزه كننده، 
شرايط شديد برفي و يا نگاه مستقيم به نور آفتاب (مثلاً در جريان خورشيد گرفتگي) 
همگي مي­توانند به چشم شما آسيب برسانند.
&lt;/font&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;نگاه مستقيم به هريك ازاين منابع نوري بدون حفاظ كافي مي­تواند سبب ابتلاي 
دردناك قرنيه بنام فتوكراتيت (Photokeratitihis) و يا حتي افت دائمي ديد مركزي 
شود.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتيجه&lt;/strong&gt; بهترين عينكهاي آفتابي آنهايي هستند كه 100% شعاع 
UV را جذب نموده، بهترين كيفيت اپتيكي را داشته و کمترين احتمال شکسته شدن را داشته 
باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برگرفته از سایت دکتر رامین اساسی &lt;br /&gt;&lt;img src=&quot;http://media.rei.com/media/f/1131791.jpg&quot; /&gt;&lt;/font&gt;&lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 22 Jul 2009 04:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bisotun&amp;postid=84</comments>
<dc:creator>bisotun</dc:creator>
<guid>http://bisotun.blogfa.com/post-84.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هوای آلوده به كام ما و به نام پايتخت نشينان !!!!</title>
<link>http://bisotun.blogfa.com/post-83.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از روز جمعه به طور مداوم تمام شهر رو گردو غبار فرا گرفته شدت  آلودگي هوا روز شنبه و  1 شنبه به اوج  خوش رسيده تا جايي كه حتي اينجا قحطي ماسك هم اومده و ايجاد يك شغل كاذب : فروش ماسك تنفسي 10 برابر قيمت واقعي !!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اكثر پروازها كنسل شدن !! خطاي ديد در جاده ها حتي از كم تر 500 صد متري هم وجود داره !!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هر چند كه  طي سال هاي اخير در  فصل تابستان استانهاي كرمانشاه ، ايلام و خوزستان  شاهد هواي الوده و گرد وغبارمنتشره از بيابان هاي كشور دشمن سابق آخ ببخشيد دوست عراق هستيم !!!  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بيچاره مردم خرمشهر و آبادان كه نه آب آشاميدني دارن  و نه هواي پاك!!! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما تا حالا هيچ گونه تلاشي براي رفع اين مشكل نديديم!!! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما خب چند روز پيش پايتخت نشينان محترم وقتي كه ديدن نه بابا داره هواي آلوده شون آلوده تر مي شه با هيئتي عازم عراق شدن تا چاره اي پيدا كنن  براي اين مشكل &lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;تاز&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ه&lt;/FONT&gt;!!!&lt;/B&gt;( فراموش كنيد كه ما طي چند سال گذشته ماه ها شاهد هواي آلوده بوديم )‌.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و &lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;120&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; ساعت هم تعطيلات نوش جان پايتخت نشينان&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; (اونا مي گن 48 ساعت اما با يه ضرب كاملا ساده مي شه حساب كرد 5 روز از 2 شنبه تا پايان جمعه ميشه ... 120 = 5*24) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;البته گردو غبار تهران شايد تنها  يك سوم گردو غبار استانهاي مرزي باشه !!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و حالا گردو خا ك رو ما  مرز نشينان خورديم و مي خوريم  همون جوري كه 8 سال از ايران در برابر  كشور دوست فعلي  دفاع كرديم !!!! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گرد و غبار به كام ما و به نام پايتخت نشينان !!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1387/4/15/12232_965.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; COLOR: #c71585&quot;&gt;تصوير ماهواره‌اي ناسا از گردوغبار در تاريخ 11 تيرماه&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 07 Jul 2009 11:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bisotun&amp;postid=83</comments>
<dc:creator>bisotun</dc:creator>
<guid>http://bisotun.blogfa.com/post-83.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تولد</title>
<link>http://bisotun.blogfa.com/post-82.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;گياه وحشي كوهم ، نه لاله گلدان &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مرا به بزم خوشي هاي خودسرانه مبر&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به سردي خشن سنگ ، خو گرفته ام&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مرا به خانه مبر&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;زادگاه من كوه است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                               ژاله اصفهاني &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سه سال مي گذره از اولين باري كه به خاطر روز تولدم  پامو تو كوه گذاشتم  قبلا از كوه فقط دماوند و با اون همه ابهت مي شناختم .....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با اينكه تو شهري  به دنيا اودم و زندگي  كردم  كه به 4 طرفش كه نگاه مي كني پر از كوه  اما هيچ وقت پامو حتي مسير عمومي هم نذاشته بودم !!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فقط از كوه مي شنيدم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آن بالا انگار عالم ديگري است.....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تا اينكه رفتم ....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;رفتم به ديار ناشناخته اي همه چيز اون برام پر از تازگي بود يه دنياي پر از ندانسته ها براي من  حتي ديدن شكل سنگها  نوع گلا صداهاي اطراف همه چيز برام بوي  دنياي ديگه رو مي داد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با اينكه توي اين 3 سال خيلي كوه نرفتم خيلي وقتا تنبلي كردم و يا  خيلي وقتا واقعا فرصت كوه رفتن رو نداشتم  اما ديگه به خودم قول دادم كه به خيلي جدي تر برنامه هامو دنبال كنم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;احساس مي كنم كوه يه قفسمت بزرگي از زندگيم شده كه هيچ وقت نمي تونم بهش فكر نكنم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;زادگاه من كوه است...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i44.tinypic.com/ma9i7n.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;پراو&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i39.tinypic.com/5n7uax.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;روستای چالابه - مسیر ابتدایی پراو- خرداد ۸۷&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 06 Jun 2009 07:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bisotun&amp;postid=82</comments>
<dc:creator>bisotun</dc:creator>
<guid>http://bisotun.blogfa.com/post-82.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پرواز ابدی ساجده</title>
<link>http://bisotun.blogfa.com/post-81.aspx</link>
<description>پروانه ها قبل از آنکه پیر شوند می میرند!!! 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 330px; HEIGHT: 214px&quot; height=380 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://imageshare.web.id/images/gtrrh3l2wt77ancuaccu.jpg&quot; width=345 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;هیچ وقت حرفای ساجده رو نمی فهمیدم و الان هم اصلا پروازش رو نمی تونم درک کنم.....&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;اگه به اندازه ی اون دریایی که ساجده هر روز بهش نگاه می کرد و به اندازه ی اون کوه بلندی که ساجده آخرین نفسهای زندگیش رو اونجا زد گریه کنم باز هم آروم نمی شم....................&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;این فاجعه دلخراش رو به خانواده کشمیری - معماری و ترابی تسلیت می گم &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 30 May 2009 09:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bisotun&amp;postid=81</comments>
<dc:creator>bisotun</dc:creator>
<guid>http://bisotun.blogfa.com/post-81.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زالو آباد</title>
<link>http://bisotun.blogfa.com/post-80.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;5 شنبه 27  فروردين  قراره فردا به  روستاي زالو آب بريم برنامه اي  كه دقيقا 2 ساله  انتظارش رو مي كشم  . اما هوا كاملا آلوده و پر از گردو غباره و طبق پيش بيني هوا شناسي براي روز جمعه روزي باراني پيش بيني شده . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ديدن  مردمان خونگرم و مهمان نواز و همينطور طبيعت بكر و  وحشي اونجا واقعا برام هيجان انكيز و و كاملا روياييه !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روستايي كه دقيقا در پشت ارتفاعات پراو قرار گرفته جايي كه هنوز لوله كشي آب و برق كشي انجام نشده !! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;براي رفتن به اين روستا از كرمانشاه ، بعد از عبور از شهر بيستوون و حركت به سمت  سنقر ، وارد روستاي برناج شده و پس از عبور از سراب زيباي برناج به روستاي قلعه مي رسيم كه دقيقا تا اين روستا جاده براي عبور ماشين وجود داره اما از اين به بعد رو بايد با پاي پياده به سمت روستاي زالو آباد رفت . حدودا از روستاي برناج تا خود روستا 8 كيلومتر فاصله است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما به گفته آقاي دايي چين راهنماي برنامه ، از شهر كرمانشاه و عبور از تنگه كنشت تا روستاي زالو آباد حدود 12 كيلومتر فاصله است . اما چون تنگه كنشت منطقه اي كاملا نظامي و تحت كنترله  قرار شده برنامه ما از سمت روستاي برناج انجام بشه . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اين روستا در زمانهاي گذشته محل عبور  كاروانهايي بودن كه از دينور به كرمانشاه حركت مي كردن و از زماني كه جاده ميان راهان رونق پيدا كرده كاملا ارتباط با اين روستا قطع شده&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اهالي روستاي زالو آباد از ايل پايروند بوده و تقريبا همه ي آنها  دامپرور هستند و اين روستا محل تامين شير كارخانجات  پنيرسازيه . ارتفاع روستا از سطح دريا حدودا 1600 متره . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  معمولا اكثراهلالي  در فصل بهار تا  اوايل پاييز در اينجا زندگي مي كنند و به دليل اينكه روستا  در فلات شمالي  پراو قرار داره در فصل زمستان سرده و راه ارتباط با روستاهاي اطراف  كاملا قطع مي شه  و روستا تقريبا خالي از سكنه مي مونه! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تا جايي كه به گفته اهالي براي كساني كه در فصل زمستان در روستا اقامت دارن از طريق هلي كوپتر آذوقه فرستاده مي شه!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قرار شده اين برنامه رو با گرو&lt;A href=&quot;http://ajvan.blogfa.com/&quot;&gt;ه آژوان&lt;/A&gt; به سرپرستي آقاي يوسف سوري نيا  انجام  بديم  . اما هرچقدر مي گذره از آلودگي هوا كم نمي شه و انصراف بچه ها از اومدن برنامه ادامه داره .!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;صبح با sms مينا از خواب پريدم!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;-          يه بادگير اضافي برام بيار !!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آقاي سوري نيا از قبل به بچه ها گفته بودن كه حتما با خودشون بادگير بيارن .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بدو بدو پريسا و وحيد رو بيدار كردم . از اونجايي كه تو كتم نمي ره از شب قبل كوله مو آماده كنم با وحيد شروع به جمع كردن كوله كرديم . البته سعي كرديم خيلي آروم اين كار رو انجام بديم  (اونقدر آروم و بي سرو صدا كه بقيه هم بيدار شدن) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پدر لطف كردن و ما رو تا محل قرار بچه ها لب آب رسوندن روشن شدن ماشين همان و و شروع رعد و برق و باران شديد همان !!!!!!!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;صداي مادر بلند شد : آخه بگو تو اين هواي بد كي مي ره كوه !! رعدو برق و گوش كنين !! ببينين صداي  بارش باران چقدر وحشت ناكه!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;كو گوش شنوا!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;توي راه همش كارمونو توجيه مي كرديم : - ديدي چه هواي بهاريه!! معلوم نيست هوا چطوره  يه لحظه بارونيه يه لحظه آفتا ب مي زنه راست مي گن  كه&quot; بهار شيطه &quot; ( اصلاح كردي كه كه  به هواي نا منظم بهاري گفته مي شه : بهار ديوانه ) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;رسيديم لب آب و از آقاي سوري نيار در مورد هواي  باراني و انجام برنامه پرسيديم كه با قاطعيت جواب داد :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;-          هوا خوب مي شه نگران نباشين . برنامه هم انجام مي شه . (آخ جون !!!!!!!!!!!) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پدر كه از رفتنمون مطمئن شد از ما خدا حافظي كرد  و ما به جمع بچه ها پيوستيم . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; آقاي دايي چين . يوسف سوري نيا . حميد اميري . خانم فرهادي آخ جون خانم حق نظري ، آرزو فائزه و ميناي عزيزم !!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از ديدن بچه هايي كه خيلي وقت بود نديده بودمشون واقعا خوشحال شدم . و البته خيلي ها هم واسه بار اول مي ديدم . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و خيلي ها هم نيومده بودن !! كم كم هوا داشت بهتر مي شد ديگه خبري از بارون نبود !!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و البته بچه هاي تنبلي كه ازصداي باران هراس داشتتن و نيومده بودن ! كم كم سرو كله شون پيدا شد و ساعت حركت ما از ساعت 6:30 تبديل شد به 7:30- &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حدودا تعدادمون 45 بود  و همه سوار 2 ميني بوش شديم و آقا اصغر و آقاي موسوي با ماشين خودشون با ما همراه شدن . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فكر مي كردم كنترل  45 نفر واسه سرپرست برنامه واقعا مشكل باشه ! كه البته آقاي سوري نيا و آقاي اميري به راحتي از پس اين كار براومدن .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هوا كاملا مطبوع و دلچسب بود . اون ته  ميني بوس با بچه ها توي سرو كول هم ديگه مي زديم . رفته بودم تو جلد 17 سالگيم . كاملا تخس و شيطون . با پريسا ، فائزه  ، مينا ، وحيد و محمد سعيد   بلند بلند مي خنديديم و با صداي بلند آهنگ مي خونديم . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;طوري كه به خودم اومدم و يه تذكر مشتي به بچه ها دادم و هد فونم و تو گوشم گذاشتم و رفتن تو حس !!  تا روستاي برناج....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خيلي وقت بود به سراب برناج نيومده بودم اونقدر زيبا بود كه فكر مي كرد م وارد يه جاي جديد شدم  آب سراب به حدي زياد شده بود  كه حتي روي جاده رو هم خيس كرده بود  بعد از رد كردن برناج تا نزديكيهاي روستاي قلعه با ماشين اومديم و حدود 20 دقيقه قبل از روستا پياده شديم و شروع به حركت كرديم باران بهاري باعث گل آلود شدن جاده خاكي شده بود تا جايي كه گل باعث سنگيني كفشهامون مي شد.   &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i43.tinypic.com/vg3jna.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i43.tinypic.com/16hjnna.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نزديك روستا تقريبا همه كنار هم ايستاديم و مشغول گرفتن عكس  گروهي شديم و اين هم عكسي كه من گرفتم ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i42.tinypic.com/29aqgw8.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بعد از گرفتن عكس  آقاي دايي چين به عنوان راهنما از جلو شروع به حركت كردن و همه بعد از ايشون به راه افتاديم  و آقاي اميري كه از انتها هواي بچه ها رو داشتن . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هوا به حدي مطبوع بود كه  ته دل به اونايي كه از ترس بارون  و بدي هوا نيومده بودن مي خنديدم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حدود ساعت  9:30 بود كه  بين راه صبحانه خورديم  و تا 10:15 كه بايد دوباره راه مي افتاديم بين راه يه لحظه بارون بود يه لحظه آفتاب خلاصه هي  بادگير مي پوشيديم و در مي آورديم !!!! از قسمتي از  تنگه 13 خران (در زبان كردي به چيزي كه گرد باشه خِر گفته مي شه شايد به اين علت كه بايد در اين تنگه  دورهاي متوالي رو بايد زد و چرخيد به اين تنگه 13 خِران گفته مي شه  )  عبور كرديم و دقيقا فلات شمال پراو كه پر از برف بود ديده مي شد تو اين قسمت هوا بسيار خنك بود .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i41.tinypic.com/2r5q3hc.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بعد  از عبور از دورهاي متوالي به يه دشت رسيديم كه از اونجا مي شد روستاي زالو آباد رو ديد و يه چشمه كه پر از زالو بود   هيچ واژه اي به ذهنم نمي رسه به جز اينكه بگم  اينجا يه دشت پر از زيبايي ديدم .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i42.tinypic.com/2vvko6e.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همه ي خونه هاي روستا كاهگلي بودن و طبقه پايين خونه ها محل نگهداري دام هاي اهالي روستا بود البته زاغه هاي دست ساز هم در روستا وجود داشتن كه اين زاغه ها هم محل نگهداري دام ها بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اونجا با يه خونواده آشنا شديم كه اسم دخترش ستاره بود ستاره كوچولو با موهاي خوشرنگش با ما غريبگي مي كرد انگار احساس خوبي از ما نداشت هرچند تو چشاي خودش و خانوادش  پر از مهربوني بود .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i40.tinypic.com/15y6nbn.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نهار رو توي چند تا از خونه هاي كاهگلي كه خالي از سكنه بود خورديم .بعد از خودن ناهار و استراحت حدود ساعت 3 از  پشت روستا به طرف تنگه 13 خران به راه افتاديم كم كم كوهاي برفي پراو از چشممون دور مي شدن .  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i43.tinypic.com/5jsck9.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;نمايي از پشت روستا و تنگه 13 خران&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i39.tinypic.com/21cy05i.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;اين هم من!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مييني بوسها نرسيده به روستاي قلعه ساعت 6 بعد از ظهر منتظر ما بودن و همه ي بچه هاي تاساعت 6:30 (با 0:30 تاخير) به  مبدا حركتمون رسيديم .   و كمتر از 1 ساعت  بعد به كرمانشاه و  لب آب رسيديم .و همه از هم جدا شديم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;احساس مي كنم زالو آباد قسمتي از يه بهشت گمشده است . كه البته خيلي هم دست نيافتيني نيبست !! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تو اين چند روزه كه از اونجا برگشتم همه اش با خودم فكر ميكنم چطور اهالي اونجا حاضر بودن توي همچين شرايطي زندگي كنن هيچ جوابي به ذهنم نمي رسه جز اينكه اهالي روستا پر از انسانيت  و صداقت بودن چيزايي كه توي شهر و بين ما كم كم دارن كم رنگ مي شن!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اميدوارم هيچ وقت انسان بودن و جانشين خدا بودنمون روي زمين رو  فراموش نكنيم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 03 May 2009 09:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bisotun&amp;postid=80</comments>
<dc:creator>bisotun</dc:creator>
<guid>http://bisotun.blogfa.com/post-80.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>در جنگل...</title>
<link>http://bisotun.blogfa.com/post-79.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;در جنگل&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; تاریکی فرا رسید&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شیر با خود گفت :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فردا پلنگ را از هم خواهم درید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پلنگ  هم با خود گفت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فردا روباه را شکار خواهم کرد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روباه نیز گفت : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کبوتر آخرین سهم فردای من است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و کبوتر با خود اندیشید &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چگونه می توان همه ی زندگان این جنگل را &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با هم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هم دل و هم آواز کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;راستی چگونه می توان ... ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;/P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 362px; HEIGHT: 374px&quot; height=1910 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs435.xs.to/xs435/09020/11102008194477.jpg&quot; width=778 align=baseline border=0&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;جنوبی ترین نقطه شهر&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 Jan 2009 08:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bisotun&amp;postid=79</comments>
<dc:creator>bisotun</dc:creator>
<guid>http://bisotun.blogfa.com/post-79.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عملیات انتقال مرحوم خلیل عبد نکویی به بیرون از غار </title>
<link>http://bisotun.blogfa.com/post-78.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;کوه &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کوه بزرگ&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کوه بلند بالا باز ایستاده بود &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همچون مردی بالا بلند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;که گویی &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پالتویی پاکیزه از سنگ خارا &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پوشیده است &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با چهار دکمه خرسنگ&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;که تنگ در میان بسته بود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; هر روز غروب که به خونه بر می گردم توی ماشین تمام حواسم به پراوه خستگی هامو براش می گم شادی هامو باهاش زمزمه می کنم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از این پایین مه گرفتگی هاشو  ، برفهاشو می بینم در گستره دیدم بیستون خیلی خیلی دور تره اما حرفهایی رو  هم که با بیستون دارم به پراو می گم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و افسانه ی ویکتوریا ، امیر، سعید مرحوم تا همیشه ی همیشه تو دل پراوه .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مهر ماه که میشه که در تب و تاب غار رفتنن فرهاد تراش غار دواشکفت و هر جایی که مکان مناسبی واسه تمرین  و یومار باشه همه جمع هستن و خیلی ها با برنامه ریزی شاید از سال قبلش تمریناشون شروع کردن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عده ای دوست دارن واسه یه بار هم که شده تا انتهای غار یا حتی تا یه قسمتی شو پیمایش کنن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و بعضی ها در پی زدن رکورد مرحوم مسعود مولایی ، حسن جوادیان و یوسف سوری نیا....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و امسال هم مثل سالهای قبل همه در تکاپوی رفتن به غار ....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و متاسفانه رخ دادن حادثه ای که برای ما غیر قابل هضم بود رفتن همیشگی خلیل عبد نکویی شاید حدودا 2- 3 هفته  پیش از این حادثه دیدن ایشون در بیستون و تعریف خاطره برنامه های مرحوم واسه همه لذت بخش بود و می گفت  که چقدر دوست داشت به غار بره .....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و چه عجیب که جایی رو که اینقدر از رفتن به اونجا صحبت می کرد آخرین لحظه های عمرش رو در اونجا سپری کرد...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و چه غیر قابل قبول حداقل برای من ! برگشتن تنهایی یوسف از غار بدون هم طنایش  ولی می دونم و یقین دارم خیلی زحمت کشید و چقدر از لحاظ روحی آسیب دید&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما این خواست خدا بود که با تمام تلاشها و همینطورها با تمام عدم کوشش های برخی ها  ، خلیل عبد نکویی واسه همیشه به کانون خانواده برنگرده و از بین ما رخت سفر آخرت رو ببنده .... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و هر کی به هر نحوی دیگری رو مقصر می دونه  .....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بعد از رفتن همیشگی مرحوم  همه در تلاش برای آوردن جسدشون به بیرون از غار &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;عملیات انتقال مرحوم خلیل عبد نکویی به بیرون از غار &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روز 3 شنبه ظهر با سه پرواز از کرمانشاه تیم های امداد با هلی کوپتر خودشون رو به پراو رسوندن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روز 4شنبه صبح آقایان یوسف سورنی نیا ، پیمان یاوری از کرمانشاه و رسول پیرمحمدی،هومن فرزانه از همدان به قصد برپایی کارگاه ، انتقال طناب ها و ثابت گذاری طناب ها و آماده سازی مسیر جهت بالاکشی جسد و به فاصله کمتر از یک ساعت آقایان حسن جوادیان بهنام راشدی و سعیدعریانپور  جهت دسته بندی فنی و تکنیکی مناسب جسد مرحوم  وارد غار می شوند. حدوداً تا زیر چاه 7 جسد مرحوم نکویی انتقال داده می شه  و تقریبا نزدیکی های ساعت 10 شب  تیم های امداد از غار بیرون میان&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و در ساعات پایانی ۴ شنبه شب تیم سوم متشکل از آقایان کاظم فریدیان ، هادی راد ناصر و چند نفر  از همدان حدودا تا زیر چاه 5 جسد آورده میشه .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در صبح همان روز آقایان یوسف سورنی نیا – پیمان یاوری – صحبت بهادرانی - اصغر رزین  - علی موسوی و رسول پر محمدی وارد غار شده و دوباره  جسد مرحوم رو بسکت می کنن و تا بالای چاه 1 انتقال می دن    &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و صبح روز جمعه یک تیم 10 نفره مرحوم رو به بیرون از غار انتقال داده و در برفهای دهانه غار پوشانده تا مساعد شدن هوا جهت انتقال با هلی کوپتر به پایین ....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و امروز....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;.....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; کوه &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همان کوه بود &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بلند بالا باز ایستاده بود &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همچون مردی بلند بالا ،&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; تنها یک دکمه  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یک دکمه از پالتو غبار گرفته اش &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;افتاده بود....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روانش شاد و یادش همیشه گرامی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و با تشکر از همه ی کسانی که برای انتقال جسد مرحوم نکویی تلاش کردند&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 22 Nov 2008 19:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bisotun&amp;postid=78</comments>
<dc:creator>bisotun</dc:creator>
<guid>http://bisotun.blogfa.com/post-78.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>معرفی غارنورد </title>
<link>http://bisotun.blogfa.com/post-77.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;مدتیه که دوست و همشهری بسیار خوبم  جناب آقای یوسف سورنی نیار دست به قلم شدن و از تجربیاتشون در عرصه غارنوردی در &lt;A href=&quot;http://www.usef.blogfa.com/&quot;&gt;وبلاگ غارنورد&lt;/A&gt; می نویسند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در وبلاگشون می تونید این مطالب رو بخونید :&lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;U&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;U&gt;&lt;A href=&quot;http://www.usef.blogfa.com/post-10.aspx&quot;&gt;اولین پیمایش غارنورد تا انتهای مشکو ف غار پراو در سال 19و 20و 21 /7/1387&lt;/A&gt;&lt;/U&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;U&gt;سفر نامه قله 7134 متری لنین  قرقیزستان شهر اوش فلات پامیر  مرداد ماه 1387&lt;/U&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;U&gt;&lt;/U&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/U&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امیدوارم  نوشتن شون برای ما  راهی باشه واسه استفاده از تجربیات مفید &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آرزوی موفقیت و سرفرازی و برفرازی برای آقای یوسف سورنی نیا دارم&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 31 Oct 2008 14:20:01 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bisotun&amp;postid=77</comments>
<dc:creator>bisotun</dc:creator>
<guid>http://bisotun.blogfa.com/post-77.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فلسفه جشن مهرگان</title>
<link>http://bisotun.blogfa.com/post-76.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مهرگان بعد از نوروز رده دوم را از نظر اهميت جشنها دارا ميباشد . از آنجا که نوروز آغاز سال جديد ميباشد - مهرگان هم آغاز فصل زمستان است . اين جشن روز مهر از فصل مهر مي باشد ( 10 مهر ) . فلسفه اين جشن مهم ايراني به دوران ضحاک تازي باز ميگردد . ضحاک و اقوام او مدتهاي مديدي بر ايران حکومت ميکردند و عده کثيري از جوانان ايران زمين را به قتل رسانده بودند و مردم از ظلم و جنايات آنان به تنگ آمده بودند . در آن زمان کاوه آهنگر از ميان مردم بر خواست و با برافراشتن چرم آهنگري خود که بعدها درفش کاوياني نام گرفت رهبري براندازي ضحاک تازي را بر عهده ميگيرد و او را با ياري مردم در کوه دماوند زنداني ميکنند و به ظلم او پايان ميدهند . به گفته هاي زيادي در تاريخ پرچم ايران نيز پس از کاوه آهنگر پديد آمد و درفش کاوياني به پرچم ملي ايرانيان مبدل گرديد . سپس با آرا و پشتوانه مردم و کاوه آهنگر فريدون را بر تخت شاهي ايران نشانند و ايرانيان زندگي را با آرامش سپري نمودند . گفته شده است که تاجگذاري اردشير بابکان موئسس شاهنشاهي ساسانيان مقارن بوده است با جشن مهرگان . زيرا هخامنشيان و اشکانيان و ساسانيان اين جشن را از بزرگترين جشنهاي ملي ميدانستند . بعد ها آغاز فصل مهر و آغاز مدارس را به احترام جشن مهرگان شروع نمودند و آنرا جشن فرهنگي مهرگان ناميدند . ابوريحان بيروني در کتاب آثارالباقيه درباره جشن مهرگان مي نويسد : در روز مهرگان فرشتگان به ياري کاوه آهنگر شتافتند و فريدون را بر تخت شاهي قرار دادند . سپس ضحاک را در کوههاي دماوند زنداني نمودند و مردمام ايران را از گزند او آزاد ساختند . بني اميه با تعصب ضد ايراني خود که از افراطيون اسلامي بود زرتشتيان ايران را در روز مهرگان وادار ميساخت تا هدايايي بسياري به او تقديم کنند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 175px; HEIGHT: 188px&quot; height=353 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://marshal-modern.ir/Archive/1950.aspx&quot; width=254 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; جرجي زيدان در کتاب تمدن اسلامي مقدار اين باجها و هدايا را پنج تا ده ميليون درهم ذکر کرده است . جشن مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان مهر افزا اي نگار مهر چهر مهربان مهرباي کن و به جشن مهرگان و روز مهر مهرباني به – به روز مهر و جشن مهرگان واژه مهر پيمان و دوستي معني مي‌دهد . در ايران باستان ، جشن مهرگان پس از نوروز داراي اهميت ويژه‌اي بود . دليل آن اين است كه هر دو آغاز فصل‌هاي سال را نويد مي‌دادند . نوروز آغاز تابستان و مهرگان آغاز زمستان را به هر ماه مي‌آوردند زيرا در آن زمان سال به دو فصل تقسيم شده بود . فصل اول ، تابستان بود كه از جشن نوروز شروع مي‌شد و هفت ماه ادامه داشت . جشن مهرگان كه از روز مهر شروع مي‌شد تا شش روز پس از آن ادامه مي‌يافت و جشن شادي بر پا مي‌شد . انگيزه‌اي كه به پيدايش جشن مهرگان در تاريخ ايران نسبت مي‌دهند پيروزي ايرانيان بر ضحاك ستمگر ، به رهبري كاوه آهنگر است كه او را در بند آوردند و فريدون را به عنوان رهبر خود برگزيدند . اين جشن در روز 10 مهر ، روزي كه نام روز و ماه يكي بود جشن گرفته مي‌شد و مانند نوروز سه جنبه نجومي ( طبيعي ) ، تاريخي و ديني داشت . از نظر نجومي ، مهرگان چند روز پس از اعتدال پاييزي جشن گرفته مي‌شد . ( اعتدال پاييزي اول مهر صورت مي‌گيرد ) . و جشن برداشت محصولات كشاورزي است . از نظر تاريخي ، در اين روز نيروي داد و راستي به سركردگي كاوه آهنگر بر ارتش دروغ و ستمگري آژي دهاك ( ضحاك) پيروز شد و فريدون به شاهي رسيد . مبارزه راستي و دروغ ، داد و ستم در ايران ريشه ديني دارد و همه جشن‌هاي ملي هم به گونه‌اي اين مبارزه و پيروزي نهايي حق بر نا حق را نشان مي‌دهد . ولي ، در تاريخ مهرگان اين جنبه درخشندگي ويژه را دارد . از نظر ديني ، در فرهنگ ايراني مهر يا ميترا به معناي فروغ خورشيد و مهر و دوستي است . همچنين مهر نگهبان پيمان و هشدار دهنده به پيمان شكنان است . هم اكنون زرتشتيان در روز مهر از ماه مهر به آتشكده و نيايشگاه مي‌روند . با تهيه خوراك‌هاي سنتي از يكديگر پذيرايي مي‌كنند و با نيايش و برنامه‌هاي فرهنگي مانند سخنراني‌هاي ملي و آييني سرود ، شعر و دكلمه جشن مهرگان را با شادي بر پا مي‌دارند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;مهرگان مبارک&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;برگرفته از &lt;A href=&quot;http://marshal-modern.ir&quot;&gt;مارشال مدرن&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 30 Sep 2008 13:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bisotun&amp;postid=76</comments>
<dc:creator>bisotun</dc:creator>
<guid>http://bisotun.blogfa.com/post-76.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
