|
از وقتی که کوهنوردا رو شناختم جسارت و نترسی شون بیشتر از هرچیز دیگه ی به چشم اومده البته فکر می کنم استواری کوه باعث چنین خصلتی در وجود اونها می شه اما به چه قیمت!!!!! همیشه رسیدن به یه سری قله ها برای ما آرزوههای بزرگی هستن !! که می تونه از بلندترین یا دشوارترین قله ی شهر یا کشورت .... یا اورست و K2 باشه اما قله ای برات زیباست که پر از ابهت باشه و اجازه دیدار رو به همه کس نده !! فکر می کنی دیگه ممکنه همچین موقعیتی برات تکرار نشه و بتونی طعم شیرین صعود به قله ای که تا حالا رویای دیدنش رو داشتی از نزدیک بچشی به هر چیزی دست می زنی تا به قله برسی به خودتی می گی : من که این همه برنامه ریزی کردم تمریناتم کاملا دقیق و اصولی بوده ، زمان هزینه و همه چیز رو صرف کردم تا برسم به اون بالا... همه می دونن من دارم می رم به قله اگه نتونم صعودش کنم .... نه نه نمی تونم نگاه های تمسخر آمیز بقیه رو ببینم که همیشه منو به همدیگه نشون بدن و بگن : این همونه که رفت و نتونست؟؟؟؟؟؟؟؟ به هر کاری دست می زنی تا برسی اون بالا شاید شاید .... نزدیک ترین دوست و هم طنابت روکه دیگه نای بالا اومدن نداشته باشه رو ..... بذاری خودت بری اون بالا و ..... ............... و با افتخار نام اولین .... تنها .... کوهنوردی رو که به این قله رسیده رو یدک بکشی ....... ولی وقتی رسیدی پایین روی دیدن همطنابت رو که حتی با وسیله هایی که از اون امانت گرفتی رو داری؟ البته اگه عمرش کفاف این رو داشته باشه که بتونی حتی بار دیگه ببینیش و تو چشاش زل بزنی و ازش عذرخواهی کنی که ببخشی من بدون تو رفتم .... (البته اگه خوبی هاشو فراموش نکردی و جرات گفت یه تشکر از ته دلت رو داشته باشی!!) و اگه آرزوی کوه این نباشه که جونش رو بگیره و تا همیشه اونو پیش خودش نگه داره ... جریان کوهنوردی دقیقا شده عین هواپیماهایی که سقوط می کنن بعد همه چیزو رو به گردن خلبانی که دیگه زنده نیست می اندازن بعد از همه ی جریاناتی که رخ می ده به راحتی می شه همه چیز رو انداخت گردن یاری که تا آخرین لحظه اومد حتی برای اینکه تو بری به قله از جون خودش بگذره و اونوقت اومدی پایین به همه میگی: نتونست بیاد بالا کم آورد! ارتفاع زده شد! هوا بد بود ترجیح داده شد که بیشتر از این جلو نیاد آسیب دید ! اصلا لباس وتجهیزاتش مناسب این ارتفاع نبود!!! یا گاها در گوش این و اون بگی : کی کارت دعوت فرستاد دنبالش خوش خواست بیاد! اصرار پشت اصرار که منو ببرین!!!! می شه همه رو با این حرفا گول زدن اما اون روح پریشان چی می شه ؟ پس خدایی که توی راه همراهت بوده و وجدانی که به خواب رفته رو چیکار می کنی؟؟؟؟؟؟
در پایان *صعود قله نانگاپاربات را به تیم اعزامی و باشگاه دماوندتبریک می گم ** برای گروه اعزامی امداد و نجات کرمانشاه آرزوی موفقیت دارم *** برای تیم اعزامی کرمانشاه به قله لنین آرزوی موفقیت و سلامتی دارم (سعی می کنم حتما شما رو درجریان رفتن این گروه قرار بدم) و برای همه ی چشمای نگران و مهربانی که منتظر اومدن سامان هستن از خداوند صبر می خوام و امیدوارم که سامان نعمتی این کوهمرد کرد به آغوش میهنش برگرده. + نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1387 16:29 توسط ری را |
|