بیستوون
ودر جستجویت بر سینه ی کوه می ایستم......
نتايج چندين مطالعه ده ساله اخير نشان ميدهد كه ساعتها اقامت در شرايط آفتابي و
بدون حفاظ كافي در مقابل چشم شانس بروز بيماريهاي چشم را افزايش ميدهد. براساس اين مطالعه و مطالعات ديگر، درحال حاضر چشم پزشكان توصيه ميكنند كه
هرگاه تا حدي درمقابل آفتاب قرار ميگيريد كه احتمال برنزه شدن پوست و يا سوختگي
ناشي از آفتاب نيز بالا ميرود، از عينكهاي آفتابي جاذب اشعه ماورا بنفش استفاده
نماييد، بويژه اگر در ارتفاعات و يا در نزديكي استوا زندگي
ميكنيد. عينكهايي كه 99% اشعه ماورا بنفش را جذب ميكنندتوصيه ميشود همواره
عينكي را خريداري كنيد كه اين خاصيت را داشته باشد. حضور طولاني مدت در مقابل اشعه
ماورا بنفش، يا اولترا ويوله (UV) و آفتاب با برخي بيماريهاي چشمي ارتباط
دارند. همواره عينكي را خريداري كنيد كه 99 تا 100% اشعه UV را جذب كند. بعضي
كارخانههاي سازنده برچسبهايي را بروي عينك محصول خود نصب ميكنند با اين مضمون كه
جذب UV تا بيش از 400 نانومتر صورت ميگيرد كه اين نيز به معناي همان جذب 100% شعاع
UV است. عينكهايي كه 90% اشعه مادون قرمز را بلوك ميكنندطول موجهاي مادون
قرمز بخش غيرقابل رويت نور بوده (طول موج آنها بلندتر از طول موج نور قابل رويت
است) و سبب توليد گرما ميشوند. عينكهاي بلوك كننده نور آبي (Blue- blocking)اينكه نور آبي هم براي
چشم مضر باشد هنوز مورد بحث است. عدسيهايي كه نور آبي را بلوك ميكنند ته رنگي
كهربايي داشته و سبب ميشوند محيط اطراف برنگ زرد يا نارنجي ديده شود. لنزهاي رنگي
سبب مي شوند كه اشيا دور بويژه در شرايطي مثل برف و يا غبار واضحتر ديده شوند. از
اين نظر عينكهاي كهربايي مزبور بيشتر توسط اسكي بازان، شكارچيان، قايقرانان و يا
خلبانان استفاده ميشود. عينكهاي آينهاي ( Mirror-coated)پوشش آينهاي در واقع لايه نازكي از
مواد فلزي مختلف است كه بروي سطح عدسيهاي معمولي پرداخت شده است. گرچه پوشش مزبور
مقدار نور ورودي به چشم شما را كاهش ميدهد، قابليت كاملي در حفاظت چشم شما در
مقابل اشعه UV نخواهد داشت. بيماراني كه تحت عمل كاتاراكت قراتر ميگيرنددر كشور ما سالانه بيش
از هزاران نفر تحت عمل كاتاراكت قرار ميگيرند. در جريان اين جراحيها، عدسي طبيعي
چشم برداشته شده، و بدين ترتيب چشم تا حد بيشتري در معرض خطرات ناشي از UV قرار
ميگيرد. چنانچه كاتاراكت (آب مرواريد) چشم شما عمل شده است و لنزهاي داخل چشمي شما نيز
از نمونه IOL هاي جديد جاذب اشعه UV نيست، توصيه ميشود از عينك آفتابي استفاده
نموده و جهت اطمينان بيشتر از كلاه لبهدار استفاده کنيد. چنانچه هنگام عمل آب
مرواريد از عدسيهاي داخل چشمي جهت جايگزيني استفاده نشده است احتمال صدمه اشعه
ماورا بنفش به چشم شما وجود دارد. موارد خاص نگاه مستقيم به هريك ازاين منابع نوري بدون حفاظ كافي ميتواند سبب ابتلاي
دردناك قرنيه بنام فتوكراتيت (Photokeratitihis) و يا حتي افت دائمي ديد مركزي
شود. از روز جمعه به طور مداوم تمام شهر رو گردو غبار فرا گرفته شدت آلودگي هوا روز شنبه و 1 شنبه به اوج خوش رسيده تا جايي كه حتي اينجا قحطي ماسك هم اومده و ايجاد يك شغل كاذب : فروش ماسك تنفسي 10 برابر قيمت واقعي !!!! اكثر پروازها كنسل شدن !! خطاي ديد در جاده ها حتي از كم تر 500 صد متري هم وجود داره !!! هر چند كه طي سال هاي اخير در فصل تابستان استانهاي كرمانشاه ، ايلام و خوزستان شاهد هواي الوده و گرد وغبارمنتشره از بيابان هاي كشور دشمن سابق آخ ببخشيد دوست عراق هستيم !!! بيچاره مردم خرمشهر و آبادان كه نه آب آشاميدني دارن و نه هواي پاك!!! اما تا حالا هيچ گونه تلاشي براي رفع اين مشكل نديديم!!! اما خب چند روز پيش پايتخت نشينان محترم وقتي كه ديدن نه بابا داره هواي آلوده شون آلوده تر مي شه با هيئتي عازم عراق شدن تا چاره اي پيدا كنن براي اين مشكل تازه!!!( فراموش كنيد كه ما طي چند سال گذشته ماه ها شاهد هواي آلوده بوديم ). و 120 ساعت هم تعطيلات نوش جان پايتخت نشينان (اونا مي گن 48 ساعت اما با يه ضرب كاملا ساده مي شه حساب كرد 5 روز از 2 شنبه تا پايان جمعه ميشه ... 120 = 5*24) البته گردو غبار تهران شايد تنها يك سوم گردو غبار استانهاي مرزي باشه !!! و حالا گردو خا ك رو ما مرز نشينان خورديم و مي خوريم همون جوري كه 8 سال از ايران در برابر كشور دوست فعلي دفاع كرديم !!!! گرد و غبار به كام ما و به نام پايتخت نشينان !!!! گياه وحشي كوهم ، نه لاله گلدان مرا به بزم خوشي هاي خودسرانه مبر به سردي خشن سنگ ، خو گرفته ام مرا به خانه مبر زادگاه من كوه است ژاله اصفهاني سه سال مي گذره از اولين باري كه به خاطر روز تولدم پامو تو كوه گذاشتم قبلا از كوه فقط دماوند و با اون همه ابهت مي شناختم ..... با اينكه تو شهري به دنيا اودم و زندگي كردم كه به 4 طرفش كه نگاه مي كني پر از كوه اما هيچ وقت پامو حتي مسير عمومي هم نذاشته بودم !! فقط از كوه مي شنيدم آن بالا انگار عالم ديگري است..... تا اينكه رفتم .... رفتم به ديار ناشناخته اي همه چيز اون برام پر از تازگي بود يه دنياي پر از ندانسته ها براي من حتي ديدن شكل سنگها نوع گلا صداهاي اطراف همه چيز برام بوي دنياي ديگه رو مي داد . با اينكه توي اين 3 سال خيلي كوه نرفتم خيلي وقتا تنبلي كردم و يا خيلي وقتا واقعا فرصت كوه رفتن رو نداشتم اما ديگه به خودم قول دادم كه به خيلي جدي تر برنامه هامو دنبال كنم . احساس مي كنم كوه يه قفسمت بزرگي از زندگيم شده كه هيچ وقت نمي تونم بهش فكر نكنم . .... زادگاه من كوه است... پراو روستای چالابه - مسیر ابتدایی پراو- خرداد ۸۷ هیچ وقت حرفای ساجده رو نمی فهمیدم و الان هم اصلا پروازش رو نمی تونم درک کنم..... اگه به اندازه ی اون دریایی که ساجده هر روز بهش نگاه می کرد و به اندازه ی اون کوه بلندی که ساجده آخرین نفسهای زندگیش رو اونجا زد گریه کنم باز هم آروم نمی شم.................... این فاجعه دلخراش رو به خانواده کشمیری - معماری و ترابی تسلیت می گم 5 شنبه 27 فروردين قراره فردا به روستاي زالو آب بريم برنامه اي كه دقيقا 2 ساله انتظارش رو مي كشم . اما هوا كاملا آلوده و پر از گردو غباره و طبق پيش بيني هوا شناسي براي روز جمعه روزي باراني پيش بيني شده . ديدن مردمان خونگرم و مهمان نواز و همينطور طبيعت بكر و وحشي اونجا واقعا برام هيجان انكيز و و كاملا روياييه ! روستايي كه دقيقا در پشت ارتفاعات پراو قرار گرفته جايي كه هنوز لوله كشي آب و برق كشي انجام نشده !! براي رفتن به اين روستا از كرمانشاه ، بعد از عبور از شهر بيستوون و حركت به سمت سنقر ، وارد روستاي برناج شده و پس از عبور از سراب زيباي برناج به روستاي قلعه مي رسيم كه دقيقا تا اين روستا جاده براي عبور ماشين وجود داره اما از اين به بعد رو بايد با پاي پياده به سمت روستاي زالو آباد رفت . حدودا از روستاي برناج تا خود روستا 8 كيلومتر فاصله است . اما به گفته آقاي دايي چين راهنماي برنامه ، از شهر كرمانشاه و عبور از تنگه كنشت تا روستاي زالو آباد حدود 12 كيلومتر فاصله است . اما چون تنگه كنشت منطقه اي كاملا نظامي و تحت كنترله قرار شده برنامه ما از سمت روستاي برناج انجام بشه . اين روستا در زمانهاي گذشته محل عبور كاروانهايي بودن كه از دينور به كرمانشاه حركت مي كردن و از زماني كه جاده ميان راهان رونق پيدا كرده كاملا ارتباط با اين روستا قطع شده اهالي روستاي زالو آباد از ايل پايروند بوده و تقريبا همه ي آنها دامپرور هستند و اين روستا محل تامين شير كارخانجات پنيرسازيه . ارتفاع روستا از سطح دريا حدودا 1600 متره . معمولا اكثراهلالي در فصل بهار تا اوايل پاييز در اينجا زندگي مي كنند و به دليل اينكه روستا در فلات شمالي پراو قرار داره در فصل زمستان سرده و راه ارتباط با روستاهاي اطراف كاملا قطع مي شه و روستا تقريبا خالي از سكنه مي مونه! تا جايي كه به گفته اهالي براي كساني كه در فصل زمستان در روستا اقامت دارن از طريق هلي كوپتر آذوقه فرستاده مي شه!! قرار شده اين برنامه رو با گروه آژوان به سرپرستي آقاي يوسف سوري نيا انجام بديم . اما هرچقدر مي گذره از آلودگي هوا كم نمي شه و انصراف بچه ها از اومدن برنامه ادامه داره .!!! صبح با sms مينا از خواب پريدم!!! - يه بادگير اضافي برام بيار !! آقاي سوري نيا از قبل به بچه ها گفته بودن كه حتما با خودشون بادگير بيارن . بدو بدو پريسا و وحيد رو بيدار كردم . از اونجايي كه تو كتم نمي ره از شب قبل كوله مو آماده كنم با وحيد شروع به جمع كردن كوله كرديم . البته سعي كرديم خيلي آروم اين كار رو انجام بديم (اونقدر آروم و بي سرو صدا كه بقيه هم بيدار شدن) پدر لطف كردن و ما رو تا محل قرار بچه ها لب آب رسوندن روشن شدن ماشين همان و و شروع رعد و برق و باران شديد همان !!!!!!!!! صداي مادر بلند شد : آخه بگو تو اين هواي بد كي مي ره كوه !! رعدو برق و گوش كنين !! ببينين صداي بارش باران چقدر وحشت ناكه! كو گوش شنوا!!! توي راه همش كارمونو توجيه مي كرديم : - ديدي چه هواي بهاريه!! معلوم نيست هوا چطوره يه لحظه بارونيه يه لحظه آفتا ب مي زنه راست مي گن كه" بهار شيطه " ( اصلاح كردي كه كه به هواي نا منظم بهاري گفته مي شه : بهار ديوانه ) رسيديم لب آب و از آقاي سوري نيار در مورد هواي باراني و انجام برنامه پرسيديم كه با قاطعيت جواب داد : - هوا خوب مي شه نگران نباشين . برنامه هم انجام مي شه . (آخ جون !!!!!!!!!!!) پدر كه از رفتنمون مطمئن شد از ما خدا حافظي كرد و ما به جمع بچه ها پيوستيم . آقاي دايي چين . يوسف سوري نيا . حميد اميري . خانم فرهادي آخ جون خانم حق نظري ، آرزو فائزه و ميناي عزيزم !!!! از ديدن بچه هايي كه خيلي وقت بود نديده بودمشون واقعا خوشحال شدم . و البته خيلي ها هم واسه بار اول مي ديدم . و خيلي ها هم نيومده بودن !! كم كم هوا داشت بهتر مي شد ديگه خبري از بارون نبود !! و البته بچه هاي تنبلي كه ازصداي باران هراس داشتتن و نيومده بودن ! كم كم سرو كله شون پيدا شد و ساعت حركت ما از ساعت 6:30 تبديل شد به 7:30- حدودا تعدادمون 45 بود و همه سوار 2 ميني بوش شديم و آقا اصغر و آقاي موسوي با ماشين خودشون با ما همراه شدن . فكر مي كردم كنترل 45 نفر واسه سرپرست برنامه واقعا مشكل باشه ! كه البته آقاي سوري نيا و آقاي اميري به راحتي از پس اين كار براومدن . هوا كاملا مطبوع و دلچسب بود . اون ته ميني بوس با بچه ها توي سرو كول هم ديگه مي زديم . رفته بودم تو جلد 17 سالگيم . كاملا تخس و شيطون . با پريسا ، فائزه ، مينا ، وحيد و محمد سعيد بلند بلند مي خنديديم و با صداي بلند آهنگ مي خونديم . طوري كه به خودم اومدم و يه تذكر مشتي به بچه ها دادم و هد فونم و تو گوشم گذاشتم و رفتن تو حس !! تا روستاي برناج.... خيلي وقت بود به سراب برناج نيومده بودم اونقدر زيبا بود كه فكر مي كرد م وارد يه جاي جديد شدم آب سراب به حدي زياد شده بود كه حتي روي جاده رو هم خيس كرده بود بعد از رد كردن برناج تا نزديكيهاي روستاي قلعه با ماشين اومديم و حدود 20 دقيقه قبل از روستا پياده شديم و شروع به حركت كرديم باران بهاري باعث گل آلود شدن جاده خاكي شده بود تا جايي كه گل باعث سنگيني كفشهامون مي شد. نزديك روستا تقريبا همه كنار هم ايستاديم و مشغول گرفتن عكس گروهي شديم و اين هم عكسي كه من گرفتم ... بعد از گرفتن عكس آقاي دايي چين به عنوان راهنما از جلو شروع به حركت كردن و همه بعد از ايشون به راه افتاديم و آقاي اميري كه از انتها هواي بچه ها رو داشتن . هوا به حدي مطبوع بود كه ته دل به اونايي كه از ترس بارون و بدي هوا نيومده بودن مي خنديدم حدود ساعت 9:30 بود كه بين راه صبحانه خورديم و تا 10:15 كه بايد دوباره راه مي افتاديم بين راه يه لحظه بارون بود يه لحظه آفتاب خلاصه هي بادگير مي پوشيديم و در مي آورديم !!!! از قسمتي از تنگه 13 خران (در زبان كردي به چيزي كه گرد باشه خِر گفته مي شه شايد به اين علت كه بايد در اين تنگه دورهاي متوالي رو بايد زد و چرخيد به اين تنگه 13 خِران گفته مي شه ) عبور كرديم و دقيقا فلات شمال پراو كه پر از برف بود ديده مي شد تو اين قسمت هوا بسيار خنك بود . بعد از عبور از دورهاي متوالي به يه دشت رسيديم كه از اونجا مي شد روستاي زالو آباد رو ديد و يه چشمه كه پر از زالو بود هيچ واژه اي به ذهنم نمي رسه به جز اينكه بگم اينجا يه دشت پر از زيبايي ديدم . همه ي خونه هاي روستا كاهگلي بودن و طبقه پايين خونه ها محل نگهداري دام هاي اهالي روستا بود البته زاغه هاي دست ساز هم در روستا وجود داشتن كه اين زاغه ها هم محل نگهداري دام ها بود. اونجا با يه خونواده آشنا شديم كه اسم دخترش ستاره بود ستاره كوچولو با موهاي خوشرنگش با ما غريبگي مي كرد انگار احساس خوبي از ما نداشت هرچند تو چشاي خودش و خانوادش پر از مهربوني بود . نهار رو توي چند تا از خونه هاي كاهگلي كه خالي از سكنه بود خورديم .بعد از خودن ناهار و استراحت حدود ساعت 3 از پشت روستا به طرف تنگه 13 خران به راه افتاديم كم كم كوهاي برفي پراو از چشممون دور مي شدن . نمايي از پشت روستا و تنگه 13 خران اين هم من!! مييني بوسها نرسيده به روستاي قلعه ساعت 6 بعد از ظهر منتظر ما بودن و همه ي بچه هاي تاساعت 6:30 (با 0:30 تاخير) به مبدا حركتمون رسيديم . و كمتر از 1 ساعت بعد به كرمانشاه و لب آب رسيديم .و همه از هم جدا شديم. احساس مي كنم زالو آباد قسمتي از يه بهشت گمشده است . كه البته خيلي هم دست نيافتيني نيبست !! تو اين چند روزه كه از اونجا برگشتم همه اش با خودم فكر ميكنم چطور اهالي اونجا حاضر بودن توي همچين شرايطي زندگي كنن هيچ جوابي به ذهنم نمي رسه جز اينكه اهالي روستا پر از انسانيت و صداقت بودن چيزايي كه توي شهر و بين ما كم كم دارن كم رنگ مي شن!! اميدوارم هيچ وقت انسان بودن و جانشين خدا بودنمون روي زمين رو فراموش نكنيم .
بر بام ما مبار
بر بام کاگلی چه گلی سبز می شود ؟
ای بر زمین غمزده ام چشم دوخته
پرگیر و بگذر از سر این دشت بی نفس
باران چه کرد خواهد با کشت سوخته ؟
ای ابر خیره سر
پر باز کن بپر
وان سینه ریز گوهر باران کشیده را
از دشت ما بگیر و به منقار خود ببر
بر آٍمان وحشی مردان کشتکار
رو آشیانه کن
بر چشم سبز جنگل بیدار لانه کن
آنجا ببار یکسره کاندر پناه تو
خشم از میان مهلکه تن می کند رها
آنجا که با نوازش انگشتهای تو
سر سبز می شود گل سرخی همه صفا
ای ابر تیره رنگ
بشتاب بی درنگ
دست از سرم بدار و پی کار خویش گیر
راه دریا دلشدگان را بهپیش گیر
بگذار خود ببارم و بر بام و دشت خویش
بگذار خود بگیرم بر سرگذشت خویش
شعر از سیاوش
کسرایی
![]()
زمانيكه از اين داروها استفاده ميكنيد هر بار كه از خانه
بيرون ميرويد از عينك آفتابي جاذب UV وكلاه لبهدار استفاده نماييد.
برگرفته از سایت دکتر رامین اساسی 
![]()

![]()


![]()

![]()








![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |


